چكيده مباحث جلسه پنجم از سري چهارم جلسات حلقه مطالعات اسلامي – دوشنبه، 12 آذر 86
حاضرين: مسعود آقاجاني، زهرا احمديان، اميرحسين اميني، حميده بيطرف، غزال دهقاني، مائده رعيتي، حنيف رهبري، آمنه شامخي، وحيد شامخي، شبنم شريعتي، مرجان شفيعيراد، ياسر ميرزايي
مواردي كه در ذيل موضوعِ جلسه مطرح شد:
- نگاه علمي و نگاه غير علمي، هر دو، دو گونه پيشفرض در نگاه به دين هستند.
- استحسان چيست؟ (در اين رابطه، نگاه كنيد به:
http://www.balagh.net/persian/feqh/library/28/06/04/03.htm (
- قول و تقرير چيست؟
o قول به نقل جملات معصوم اشاره دارد و تقرير، تاييد ضمنيِ عمل يا سخني از سوي معصوم است. مانند آنكه در حضور معصوم فعلي انجام گرفته باشد و معصوم نسبت به آن اعتراض نكرده باشد. بنا بر تقرير، اين عمل جايز است.
- تفاوت اجماع در اهل تسنن و تشيع چيست؟ مگر نه آن است كه اجماع در شيعه به عنوان يكي از منابع اعتقادي ميباشد، در حاليكه در گقتگوي آقاي شبستري ذكر شده كه شيعيان اجماع را قبول ندارند؟
o اجماع در تشيع بدين معني است كه اگر هيچ سند و مدركي از قرآن و سنت پيدا نشد، به نظر جمعي از علماي شيعه عمل ميشود. بدين دليل كه شايد آنها مدرك و سندي دارند كه ما به آن دسترسي نداريم. اما در اهل تسنن اجماع به حالتي گفته ميشود كه جمع علما نظر به حكمي يكسان بدهند.
o اگر اين تعريف از اجماع در شيعه درست است، اگر علما مدركي دارند، چرا آن را ارائه نميكنند تا تشخيص حكم از روي همان سند باشد؟
o گفته ميشود كه مثلاً در باب فلان حكم، شيخ طوسي و شيخ مفيد و شيخ انصاري اجماع نظر دارند، اما چون ما بدانها دسترسي نداريم و يا آنكه ممكن است آنها مدركي ديدهاند كه الآن در دسترس نيست، به نظر آنها عمل ميشود.
o برخي علما، دو بار اجماع را قبول ندارند. بدين معني كه اگر به نظر جمعي از علما مراجعه شود كه خود آنها به نظر جمعي ديگر از علما استناد ميكنند، اين كار مورد قبول نيست. دليل اين سخن آن است كه ممكن است اين روند، منجر به آن شود كه در واقع هيچ سندي وجود نداشته ولي علما بر اساس اجماعهاي متوالي بر نظري متفقالقول گشتهاند.
o از موارد مورد بحث در ميان علما آن است كه اجماعِ جمعي از علماي حاضر نيز مورد قبول است يا آنكه فقط اجماعِ علماي غايب (فوت كرده) مورد قبول است؟
o منابع اعتقادي سلسله مراتب دارند. يعني هرگاه در قرآن يا سنت سند و مدركي يافته شد، نوبت به اجماع نميرسد. همچنين در جايگاه عقل در اين سلسله مراتب نظرات متفاوتي وجود دارد. برخي آن را هم رديف قرآن و سنت ميدانند و برخي آن را پايينتر از قرآن و سنت و بالاتر از اجماع ميدانند.
o اگر دو جمع از علما در دو نظر متفاوت اجماع داشتند، به كدام اجماع بايستي عمل شود؟
- در صفحهي 239، ارتباط دين و سياست چگونه است؟
o دين و حوزه در موارد سياسي نظر دارند، اما اعمال نظر نميكنند.
- اگر چنين باشد كه قرآن و حديث بستگي به زمان و مكان دارد، آن موقع بر چه اساس و معياري بايد عمل كنيم؟ اين نوعي نسبيگرايي است.